عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
109
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
نمىكند ، به اين جهت هروقت اردو از اين راه عبور كرده است يكسره از زهو به در آهو رفته و اين نقطه را اضطرارا منزل قرار نداده است . چاه ترش 151 و از آنجا هم دو فرسنگ متجاوز گذشته باز در همين راه به فاصلهء نيم فرسخ چاهى است مشهور به « چاه ترش » كه اسمى با رسم و آب آن چاه به غايت ترش و ناگوار است و منزل نكردن در اين نقطه نيز مزيد بر علّتى كه سابقا در چاه قربان ذكر شد دورى از راه و ناگوارى آب تواند بود ، و الّا كاروانيان مناسب مقام و به مقتضاى وقت به هريك از اين دو نقطه منزل خواهند نمود . طوايف شاه ولىبر 152 و از اوايل ريگان در يمين جادّه تا نزديكيهاى در آهو چنانچه ذكر شد طايفهء مير شير سلطان مسكن و مرتع دارند و از در آهو تا بمپور را محلّ اوبه و احشام و طوايف شاه ولىبر است . حتى خود در آهو كه مختصر چشمهاى است و قريب نيم سنگ آب [ دارد ] و يكى دو خروار جو و گندم زراعت مىشود ملكى و متعلّق به عيسى خان سلطان طايفهء شاه ولى بر و كسوكار او است . درمشو - آبدزدان 153 و اين نقطه در بحبوحهء كوهها واقع [ است ] و تلّ و پشته و ماهور زياد دارد و كبك و تيهو و شكار بسيار در آنها ديده شده است . و درمشو هم كه يك نوع گياهى است و حيوان مىخورد در اينجاها بسيار است ، ربع فرسخ به در آهو مانده چشمهاى است مسمّى به « آبدزدان » و آبش هم گوارا و دائمى است . توقف و ارسال جواب نامهها 154 بالجمله فردا را كه جمعه بيست و پنجم است بايد در اين نقطه توقف نمود و درمشو را بئس البدل از براى كاه قرار داد [ 96 ] كه با اين بعد مسافت و سختى راه امروز مالهاى پيشخانه و پسخانه حتى اسبهاى سوارى تيزپنجهء قوىبال را فردا قدرت حركت نخواهد بود و به همين جهت بيست و پنجم را در در آهو متوقف [ شديم ] و به تحرير و تقرير جواب نوشتجات شهر برآمده و مقارن غروب يك بسته كاغذ به توسط يك نفر از جمّازهسوار مير شير سلطان فرستادم كه به ريگان به سوارهء